زندگی نامه آبی میرزا آواز خان پرآوازه مالستانی

بانوان و ترانه های محلی

( دل آرام آغی معروف به ایكی، آبی و یا مادر میرزا )
یک دسته از اهنگهای بومی مناطق مختلف کشور را در قالب اشعاری میشنویم که بر بنیاد پیام های ظریفانه وعواطف زنانه استوار است و گمان براین است که در آفرینش این ترانه ها نقش زنان نسبت به مردان بیشتر بوده است. مانند آهنگ بچه ماشی (پسرک من باشی) که شباهت به لالا یی دارد و نمونه های از این قبیل در موسیقی  فولکلور ما زیاد است.د
 با توجه به این نکته در می یابیم که بانوان نقش چشمگیری در سرایش و انتقال این ترانه ها و سرود ها داشته اند. ولی چون زمینه فراگیری سا ز ها و نواختن آن برای زنان آن هم در زندگی بومی وروستایی تا به امروز ناممکن به نظر میرسد ازین رو بیشترین آفریده های عاطفی زنان به یاری و همت مردان نوازنده و سراینده از محدوده مجالس زنانه ارام آرام به محافل گسترده تر راه میابند و بیشترین بخش این آثار با اسم هنرمندان قشر مرد پیوند میخورد.د

با آن هم اجرای این آهنگها از سوی مردان به همراهی سازها با عث شکل گیری وسبب شناخت این آثار در جامعه میگردد. د
 نکته دیگر اینکه وقتی این ترانه ها ی برخاسته از عواطف زنان توسط مردان در مجالس اجرا میگردند، شنونده از شنیدن پیام ها ی زنانه در شعر، تعبیر سوء نموده، بسی اوقات شنیدن این آهنگها در جامعه حساسیت برانگیز جلوه نموده سرکوب میگردد.د
اگر این دوبیتی های مردمی توجیه بد شوند در آنصورت این اهنگها قربانی تو جیهات میگردند. آهنگ زیبای محلی «بسم الله جان» به زبان پشتو و یا آهنگ «نصرو جان» نیز از همین شما ر میباشد. لذا برای آبرو نگهداشتن همچو آهنگها مردان نباید این آهنگها را با اشعار عا طفی زنانه بخوانند.د
 به باور زیاد، بیتشرین آهنگهای روستایی و بومی که بربنیاد عواطف زنانه استوار اند، آفریده های بانوان این سرزمین میباشند. مانند مخته سرایی یا غمنانمه ها در موسیقی هزاره، چهار بیتی های سرحدی در هرات و بادغیس، لندی ها و اشعار عاشقانه در زبان پشتو و…د
 بانوانی که با سنت شکنی سر بلند کرده به آواز خوانی پرداخته اند از خانواده و جامعه رانده شده اند. یکی از نمونه های این رانده شدگان مادر میرزا یا آبی میرزا میباشد.د 
………………………………. 
دل آرام آغی معروف به ایكی، آبی و یا مادر میرزا

 

دل آرام آغی معروف به مادر میرزا در سال 1929م در مالستان غزنی دیده به جهان گشود.د 
 مالستان گوشه زیبایی از اجرستان بزرگ و دای فولاد زیباست كه در دوران الغار نیروی های ایلجار عبدالرحمان بیدادگر از تنه آن درخت كهن جدا افتاد. فضای سرسبز و شاداب مالستان و زیستن در كنار مادران لا لایی خوان وی را در دهه نخستین زندگی به موسیقی آوازی علاقه مند ساخت. او در اوایل فقط آواز می خواند و آرام آرام به نواختن دمبوره و غیچک پرداخت. با این كه از طرف خانواده و مردم مذهبی آن دیار تحت فشار بود، ولی سرودن و نواختن را دنبال کرد وآرام آرام نامش بر سر زبانها افتاد. آواز دلکش و آفریده های زیبایش توجه بیشتر هنرمندان هزاره را به خود جلب نمود تا جایی كه عده زیادی از هنرمندان به اجرای آهنگهایش پرداختند و از وی پیروی كردند. در نتیجه این آهنگها به سبك مادر میرزا شهرت پیدا نمود. با گذشت هر روز شهرت و آوازه آبی میرزا بیشتر میگردید و مردم از جاهای دور به دیدن او و گوش سپردن به الحان تازه اش به مالستان می آمدند. این باعث شد تا او از منطقه رانده شود.د
 آبی میرزا رهسپار جاغوری و غزنی گردید و عده زیادی از علاقه مندان هنرش او را استقبال كردند. او در جاغوری با دختری به نام گلنساء آشنا شد كه او نیز روح عاطفی، ادبی و موسیقیایی داشت. این آشنایی باعث گردید كه برخی از آواز های او به صورت ابتدایی ثبت نوار های کست گردد. گلنسا با خواندن شعر های محلی و دوبیتی باعت آوازهء بیشتر ابی میرزا گردید ولی بد اندیشان در جامعه با اتهام بستن به پای آبی  میرزا او را راهی زندان نمودند. او در زندان همواره سرود میخواند تا زمانی که آزاد گردید و دوباره به مالستان بازگشت. آبی میرزا هنوز به زندگی کردن به زادگاهش (ولسوالی مالستان غزنی) وفادار است و در کنار دوستان و اقارب خود در قریه «نو دِه» تهی دست و دل شکسته به سر می برد. او اکنون هشتاد و دو سال عمر دارد و به نظر میرسد که امروز توان آواز خوانی و نواختن دمبوره را ندارد.د
کسانی که با هنر آبی میرزا آشنایی ندارند برخی از آهنگ های او را به صفدر مالستانی نسبت می دهند. با نبود امكانات در آن روزگار و آن دیار آواز و موسیقی زیادی از وی به یادگار نیست تنها آوازهای پراگنده از وی در دست اند كه با صدای صفدر مالستانی باز خوانی شده اند.د
 حاشیه های برزندگی آبی میرزا
این دوبیتی مارا به بخشی از زندگی او آشنا می سازد 
 گل صدبرگ تابستانم ای یار

فرار از ملك مالستانم ای یار

از آن روزی كه گشتم از وطن دور

به والله من پریشان حالم ای یار
 ین دوبیتی توسط «صفدرعلی مالستانی » اجرا شده و به نامهای «آبه میرزا»، «دختر مالستانی»، « دلارام» و «گل اندام» معروف گشته است.د
محمد حسین فیاض شاعر، نویسنده و همزادگاه مادر میرزا در باره ایشان چنین می نگارد: «ظاهراً ماجرای سرایش این دوبیتی به ماجرای همان دختر مالستانی ارتباط دارد كه در زمان جوانی این زن هنر مند، شجاع و مرز شكن اتفاق افتاد. قضیه از آن جا آغازشد كه وی هنگام عروسی از قریه «لعلچك» و از خانه پدری به قریه  «نوده» نقل مكان كرد. در قریه نوده از گذشته های دور، محافل نواختن دمبوره گرم بوده است. در این فضا بود كه این زن جوان، استعداد هنری خود را كشف نموده و به اجرای آهنگ پرداخت؛ تا آن جا كه در زمینه موسیقی هزارستان صاحب سبك گردید. بر اساس آنچه یكی از نزدیكان او در تابستان 1384 خورشیدی با این جانب (شاید از باب محافظه کاری و مصلحت اندیشی) صحبت می كرد، ایشان جز این كه در محافل زنانه و خانوادگی به اجرای آهنگ ـ آنهم به شكل محدود ـ پرداخته است، هیچگاه كاستی را بیرون نداده است.د
اما آنچه مایه ی شهرت او در عرصه موسیقی گردید، جرأت و مرز شكنی او در معاشرت نسبت به دیگر زنان جامعه از یكسو و توجه ویژه صفدرعلی مالستانی به سبك ایشان از سوی دیگر می باشد. البته ماجرای تلخی که برای او اتفاق افتاد، نیز در شهرت او تأثیرگزار بود و آن، اتهامی بود که هیچ وقت اثبات نشده و به دنبال آن، مدتی هم زندگی را در زندان کابل تجربه کرد. قضیه از آن جا شکل گرفت که او در خانه خویش، نان دو سه نفر ازمعلمین مکتب را پخته میکرد و روزانه یکی از معلمین، آن نان ها را می برد. این رفت و آمد، منشأء اتهامی شد که اداره ولسوالی، دلارام و معلمین یاد شده را برای بررسی آن، طی چهار شبانه روز به کابل فرستاد. اکنون از کاسِتی صحبت می شود  که دلارام در آن کاست، ماجرای انتقال خویش به کابل را با آهنگ شرح داده است ( شب اوّل به قوریه ناوُری بود / شب دوّم به مولگ سریوی بود…) دوبیتی دیگری را نیز به روزهای زندانی بودن دلارام نسبت می دهند که صفدرعلی هم از آن بهره مند گردید.د
بنال ای دمبوره بیچاره من

بنال ای جگر صد پاره من

بنالیم تا خدا رحمش بیاید

سخی جان بشکند زولانه من
به هر حال، دلارام پس از مدتی که در زندان می ماند، رئیس زندان متوجه هنر آوازخوانی او شده، می گوید: «این صدا نباید در زندان بماند» لذا او را آزاد می کند. از آن زمان تا سال ها بعد، دلارام درکابل زندگی می کند که دوبیتی یاد شده (گل صدبرگ تابستانم ای یار…) نیز یادگار همین دوران اوست و صفدرعلی بارها ازآن بهره برده است.د 
به هر روی، با این گپ و ندانستن ها از زندگی و هنر این زن شجاع و عصیانگر هزاره های غزنی، او محصول هنری روزگار خود بود و به اندازه توان خویش به موسیقی هزارگی كمك كرد. او و آواز هایش ماندگار است و موسیقی زنان هزاره بدون نام او گمنام خواهد ماند.د
نگارنده: وحید قاسمی

30/11/2012

http://www.zeerwabum.org

Advertisements
نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاهی بنویسید

حکمتیار: امید یا ترس

حکمتیار: امید یا ترس

     در اوضاع کنونی افانستان که به شدت آشفته است آمدن گلبالدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی اوضاع را آشفته تر و اذهان مردم را نگرانتر ساخته است.

     در این روزها آمدن آقای حکمتیار وپیوستن او به پروسه صلح به داغ ترین موضوع در سطح رسانه های ملی و محلی مبدل گشته است. مباحث گوناگونی که میان طرفداران آقای حکمت یار و مخالفان او در رسانه ها جریان دارد گاهی تا مشاجره های لفظی نیز پیش رفته است. اما آنچه اکثریت مردم به دنبال آن اند رسیدن به پاسخ این سوال است: آمدن آقای حکمت یار و پیوستن وی به پروسه صلح چه تأثیری بر اوضاع آشفته سیاسی کشور و چه تأثیری در به میان آمدن صلح دارد؟

      گلبالدین حکمتیار رهبر جزب اسلامی افغانستان از جمله شخصیت های برجسته و پر نفوذ در تاریخ معاصر کشور میباشد. آقای حکمتیار در دوران جهاد از جمله فرماندهان جهادی و ازجمله کسانی بود که با ارتش سرخ شوروی سابق دوشادوش سایر مجاهدین جنگید.

      اگر به گدشته آقای حکمتیار نگاهی داشته باشیم دیده میشود که آقای حکمتیار از افرادی است که نقش بارزی را در سرنوشت کشور در چند دهه اخیر بازی کرده است. وی درسال 1358هـ ش موفق به تاسیس حزب اسلامی افغانستان شد و بعد از آن به حیث یگ چهره برجسته وارد عرسه سیاسی کشور گردید.

      همان طور که بیان شد آقای حکمتیار در جریان جنگ با شوروی سابق یا به قول خودشان دوران جهاد نقش فعالی را بازی کرد و طبق آمار در دست داشته بیشترین کمک های خارجی معطوف به آقای حکمتیار و حزب اسلامی میشد. یعنی بیش از 80% کمک های تسلیحاتی و مالی کشورها و سازمان های چون آمریکا، SIA، و ISI به حزب اسلامی اختصاص داشت و خارجی ها روی آقای حکمتیار حساب ویژهئی باز کرده بودند.

      اما بدبختانه بعد از آنکه مجاهدین پیروز شدند در بین شان برسر قدرت منازعه شدی پیش آمد و افغانستان دچار بحران جدیدی شد که همانا جنگ های داخلی دهه هفتاد بود که البته آقای حکمتیار نیز در این نبرد ها حضور داشت از جمله در جنگی که در کابل در گرفت و منجر به شهید شدن بیش از چهل هزار نفر از مردم کابل شد.

     ازآن دوران به بعد یعنی در حدود بیست سال میشد که آقای حکمتیار به بخاطر اختلافات با دولت و سایر احزاب در خفا زندگی میکرد و سال های متمادی با حکومت افغانستان به نبرد مسلحانه پرداخت. اکنون وی بعد از بیست سال دوباره برگشته و جنگ جاری در کشور را برادرکشی میخواند و میگوید که ما آله دست خارجیان قرار گرفتیم. او همچنان این جنگ را ناجایز دانسته و از سایر گروه ها نیز خواست تا به روند صلح بپیوندند.

     بعله آقای حکمتیار آمد….!

      آقای حکمتیار با کلی شعارهای جان دار و حرف های چرب و نرم وارد عرسه سیاسی کشور شد و توانست امتیازات زیادی را از رییس جمهور بگیرد. او توانست موافقه رییس جمهور را بگیرد تا هم در چارچوب دولت سهیم باشد و هم مجوز آزادی بیش از 500 زندانی این حزب را بر سر رییس جمهور به امضا برساند.

      عدهیی از آمدن آقای حکمتیار به شدت خوشحال شدند وبا ساز و سرود به خیابان ها ریختند و عده هم با حضور در گفتمان های سیاسی و اظهار نگرانی شان، آمدن حکمتیار به سود کشور ندانستند.

      شماری از کارشناسان معتقد بودند که آقای حکمت یار دیگر تحدید آنچانی برای کشور به شمار نمیرفت و نباید این همه امتیازات را حکومت با آقای حکمتیار میداد. حتی بعضی از افراد آقای اشرف غنی رئیس جمهور کشور را به قوم پرستی و قوم گرایی متهم کردند و گفتند که رئیس جمهور کشور بخاطر این که آقای حکمتیاراز قوم پشتون است اورا در حکومت میخواهد سهیم کند.

      همچنان زمانی که توافق نامه صلح در ماه میزان 1395 میان حکومت و حزب اسلامی به امضا رسید شماری زیادی از سازمان ها و نهاد داخلی و خارجی واکنش نشان دادند و به نحوی مخالفت شان را با این پیمان بیان نمودند. ازجمله رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان داکتر سیما سمر در واکنش به امضای این توافق نامه گفت که آقای حکمتیاردر جنگ های دهه هفتاد مخصوصاً جنگ کابل که در آن بیش از 40 هزار تن به شهادت رسیدند، شرکت داشته است و برای همین وی باید از مردم رسماً عذر خواهی کند. 

      اما آیا واقعا آمدن آقای حکمتیار میتواند در امر برقراری صلح در کشور کمک کند؟

      این سوالی است که در این روزها چاشنی سخنان خبرنگاران شده و به موضوع داغی برای حضور کارشناسان در برنامه های سیاسی تبدیل شده و همچنان سوژه برای اظهار نظر سیاست مداران و احزاب سیاسی و افراد بلند پایه دولتی شده است.

      در نشست خبری شورای حراست، آقای سیاف آمدن آقای حکمتیار را به فال نیک گرفته و اظهار امید واری کرد که قدم آقای حکمتیار آغازی برای رسیدن به یک صلح پایدار در کشور گردد. 

      با توجه به فالیت های سیاسی حزب اسلامی و آقای حکمتیار و گذشته پر فراز و نشیب که داشته است، عده هم آمدن آقای حکمتیار را در چارچوب دولت به سود افغانستان نمیدانند و این را بیشتر به سود آقای حکمتیار میدانند. به قول این کارشناسان فعالیت های حزب اسلامی در این اواخر به شدت کاهش یافته بود و دیگر تهدید جدی برای کشور به شمار نمیرفت. ازین لحاظ آمدن آقای حکمتیار نه تنها در آوردن صلح کمکی نخواهد کرد بلکه اوضاع متشنج کشور را ازین هم بحرانی تر خواهد ساخت.

     در این میان برخی نیز هستند که با این استدلال که آقای حکمتیار از افراد پر نفوذ و دارای قدرت است پیوستن او به روند صلح کمک شایانی خواهد کرد و ضربه مرگ باری است به پیکر تروریزم.

      با بررسی اوضاع کشور و این که واقعا مردم و کشور ما بیشتر از هر زمانی  الان نیاز به صلح دارند و از جنگ و خون ریزی خسته شده اند، میتوانیم بگویم که ما هر نوع اقدام در جهت آوردن صلح را به دیده مثبت مینگریم و امید واریم که آمدن حزب اسلامی در چارچوب دولت و پیوستن این گروه پر نفوذ به روند صلح، به آوردن صلح در کشور کمک کند و ما شاهد تحولات جدید در عرصههای سیاسی کشور باشیم  و این آغازی باشد برای صلح، امنیت، آرامش، همدیگر پذیری، اخوت، و یگ پارچگی در کشور.

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاهی بنویسید

مخاطب شناسی و اهمیت آن

بنام خدا

مخاطب شناسی و اهمیت آن

مخاطب به تمامی کسانی اطلاق می شود که به صورت مستقیم ویا غیر مستقیم متاثر از فعالیت های یک سازمان است و سازمان یا شرکت قصد دارد پیام های خود را با اهداف مشخص به آنها منتقل کند.

k در یک کلام خلاصه نماییم می توان گفت که اگر مخاطب نباشد دیگر سازمانی نیز وجود نخواهد داشت پس باید به اهمیت مخاطبین در تمامی انواع سازمان ها توجه جدی مبذول داشته شود.

برای اینکه به بحث اهمیت مخاطبان برای سازمان ها وارد شویم اول باید به شناخت مخاطبان توجه داشته باشیم و با توجه به نوعیت سازمان و شرکت باید ما مشخص نماییم که مخاطبان ما چی کسانی هستند ؟؟؟ 

پیام ما متوجه کدام قشر از جامعه میشود مردان، زنان، اطفال، بزرگسالان، بیسواد، باسواد ؟؟؟ همچنان عناصر چون مذهب، نژاد، ملیت، موقعیت جغرافیایی، عقاید و باورها، نگرشها غیره در نظر گرفته شود

ما باید با توجه به اهداف سازمان و محتوای اطلاعاتی که میخواهیم ارئه کنیم مخاطبان مان را دسته بندی کنیم تا از اتلاف وقت و هزینههای اضافی دوری شود.

در فرایند شناسایی مخاطبان ملاک های زیادی باید در نطر گرفته شود اگر سازمان اهداف تجارتی دارد و میخواهد محصولی را به فروش برساند باید در نظر داشته باشد که آیا این توده از مردم خواهان آن محصول هستند؟ آیا مخاطبان مورد نظر توانایی خرید آن محصول را دارند؟ محصول با توجه به نیاز مخاطب تولید شده است یا بر اساس خواست آنها؟ و به همین گونه ده ها شاخصه دیگرنیز هست که سازمان های تجاری باید به آنها توجه داشته باشد. 

و اگر سازمانها اهداف غیر اقتصادی مثل اهداف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی… داشته باشد نیز باید ملاک های چون عقاید و باورهای مخاطبان، ارزش های آن جامعه، رسوم وعادات و شرایط و وضعیت سیاسی جامعه و سایر ملاک های مربوط به هر بخش را باید در نظر داشته باشد زیرا در غیر صورت نه تنها اهداف برآورده نمیشوند بلکه ممکن به خاطر تضاد بوجود آمده بین اهداف سازمان و بینش و انگیزه های مردم سازمان به صورت کامل از بین برود و نابود شود چنانچه ما شاهد این چنین اتفاقات به وفور بوده ایم نمونه آن را می توان در دوران حکومت امانالله خان مشاهده کرد که حکومت امانالله خان به خاطر عدم توجه و اهمیت دادن به عقاید مردم با مخالفت شدید جامعه سنتی آنروز روبرو شده و از بین رفت.

همچنان نکته مهم دیگر اینست که باید به تقسیم بندی مخاطبان که از سوی دانشمندان صورت گرفته نیز توجه شود به طور مثال ما در بخش انواع مخاطب به مخاطبانی برمیخوریم که از نظر داشنمندان مخاطبان سرسخت قلمداد می شوند و ما باید در هنگام مواجهه با چنین مخاطبانی رویکرد دوم و موثرتری نیز داشته باشیم تا به اهداف مان برسیم و نباید با تمامی مخاطبان به شکل یکسان برخورد شود بلکه با توجه به نوعیت آنان رفتار نماییم.

برای قبولاندن افکار و اهداف یک سازمان نیز راهای متفاوتی وجود دارد که از جمله مهم ترین مباحث در این زمینه از تبلیغات می توان نام برد که به صورت مستقیم با مخاطب شناسی ارتباط دارد و در این جا نیز ما باید اکثر از ملاک های که در بخش مخاطب شناسی ذکر شد را در نظر بگیریم و با هدف و با برنامهریزی دقیق به تبلیغات و بیان اهداف سازمان مان بپردازیم تا اقتصاد ( استفاده حد اکثر از حد اقل امکانات و منابع) در آن رعایت شود. 

از مباحث بالا نتیجه می شود که مخاطب شناسی در سازمان ها و در ارائه اهداف و در راه رسیدن سازمان به اهدافش یکی از مهم ترین و در واقع اصلی ترین مرحله است که اگر این امر در هرسازمان به دقت مورد توجه قرار گیرد بدون شک سازمان ها موفق خواهند بود و به اهداف شان خواهند رسید.
نویسنده:  اسدالله طاهـــــری

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاهی بنویسید

بیو گرافی اسدالله طاهری

به نام خدا اسدالله طاهری استم دانشجوی سال سوم دانشکده ژورنالیزم دیپارتمنت روابط عمومی.

بنده درسال 1374 در ولسوالی مالستان ولایت غزنی متولد شدم و درسال 1381 وارد عرصه علم و دانش شدم.

پس از سپری نمودن موفقانه دوران مکتب و فراغت از صنف دوازدهم با نمره اول درسال 1393 وارد عرصه سرنوشت ساز کانکور شدم.

در آزمون کانکور خوشبختانه به انتخاب چهارم خود یعنی دانشکده ژورنالیزم هرات راه یافتم و ازین بابت خوش حالم و در آینده نیز میخواهم با عشق به دروس خویش ادامه دهم تا باشد که مسیر اهدافم هموار تر گردد.

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاهی بنویسید